مدرسان زبان باید پیوسته زبان آموز نیز باشند


اولی ریچاردز دوباره با قانون دیگری از یادگیری زبان باز می‌گردد. امروز هدف بحث من به طور کامل اساتید زبان هستند، و سوال مهم این است: آیا مدرسان زبان باید زبان آموز باشند؟
اگر زبانی را که در حال تدریس آن هستید را خودتان به طور پیوسته یاد نگیرید، آیا می‌توانید به شخص دیگر زبان یاد دهید؟
این یک سوال اساسی است، مگر نه؟
و شما باید از خودتان بپرسید …

اگر شما یک زبان آموز جاه ‌طلب هستید و می‌خواهید زمان، اعتماد و پول خود را به یک معلم اختصاص دهید …
آیا شما نمی‌خواهید که کسی باشد که واقعا می‌داند یادگیری زبان به چه شیوه است؟ کسی که می‌داند دنبال چه چیزی هستی؟
 با علاقه ای که به موضوع "چندزبانه"  دارم، از خودم این سوال را می‌کنم، و فکر می‌کنم، خوب، با تمام چیزهایی که در مورد چیزی که در یادگیری یک زبان وجود دارد، 
تمام چیزهایی که در طول سال‌ها در مورد یادگیری زبان یاد گرفته‌ام
چطور می‌توانید وانمود کنید که اگر خودتان این فرآیند را انجام نداده اید ویا  اگر زبان دیگری را در سطح بالا یاد نگرفته اید و به طور منظم زبان خود را یاد می‌گیرید
می‌توانید یک زبان خارجی را به شخصی دیگر یاد بدهید؟

 
راز یادگیری زبان
مدرسان زبان باید پیوسته زبان آموز نیز باشند مساله اصلی به نظر من این است که یادگیری زبان - فرآیند یادگیری زبان - در روش‌های بسیار اسرار آمیز اتفاق می‌افتد.
شما هیچ وقت واقعا نمی‌دانید چه زمانی چیزی یاد می‌گیرید.
برای استفاده از زبان محاوره‌ای، شما هرگز واقعا نمی‌دانید که چه زمانی "ورودی جذب می‌شود
شما می‌توانید یک کلمه یا یک قطعه از دستور زبان را در یک درس زبان یاد بگیرید. اما ممکن است روزها، هفته‌ها و ماه‌ها طول بکشد تا شما احساس کنید واقعا این را می‌دانید.
 
آیا این حس را درک می کنید؟ من مطمئنم که تو این کار را می‌کنی.
 
در حقیقت، همانطور که بسیاری از مردم مشاهده کرده‌اند، زبان‌ها یاد داده نمی شوند بلکه آن‌ها تنها یاد گرفته می شوند بنابراین اگر یک معلم زبان موثر واقع شود، آن‌ها قطعا باید قادر به درک این فرآیند عجیب جهت هدایت دانش آموزان خود از طریق آن باشند.
 
اگر همه معلمان زبان هم زبان آموز باشند، پس آیا همه با رضایت زندگی خواهند کرد؟
آیا اینطوری  است که هر معلم زبانی که زبان آموز نیست باید بساط خود را جمع و جور کند و به خانه برگردد؟
خوب، نه کاملا.
می‌دانید، اگر می‌خواهید قضیه مرا از هم جدا کنید - در ملا عام مرا به خاطر نظراتم  سرزنش کنید، همان طور که این روزها این گونه است - پس سوالی که باید بپرسید این است:
آیا درست است که سعی کنید به همان روشی که یاد می‌گیرید، تدریس کنید؟
یک بار دیگر به این سوال فکر کنید
آیا این درست است که به همان روش یاد بگیرید؟
از من بپرسید که چه چیزی باعث می شود از من یک زبان اموز خوب بسازد، و ویژگی‌هایی که باید به آن‌ها اشاره کنم عبارتند از:
انگیزه من برای یادگیری زبان، و زمانی که قرار است برای این کار صرف کنم

اما!
این طبیعی نیست!
من آدم معمولی نیستم. بگذارید این حقیقت شنیده شود
و این یک مسئله مهمی است که مردم دوست دارند من آن را تصدیق کنم که اگر چه دانش آموزان موفق مثل من تکنیک‌های یادگیری زبان و استراتژی‌هایی را که به طور باور نکردنی برای ما کار می‌کنند را توسعه داده‌اند،  فکر می‌کنم که شما باید سطوح انگیزه و تعهد زمان  داشته باشید که در اینجا من  تکنیک‌هایی برای شما فراهم کرده‌ام
چیزهایی که افرادی مثل من دوست دارند این است که زبان را یاد بگیرند  همانطور که پیداست اثر بخش نیست و همچنین  زمانی که این کار را انجام می‌دهید در ذهن خود خسته می‌شوید.
واقعیت برای دانش آموزان در اکثر کلاس‌های زبان این است که یادگیری زبان، برای آن‌ها، "زندگی یا مرگ" نیست، و بنابراین آن‌ها آماده نیستند تا مقادیر زیادی از زمان را صرف این کار کنند.
آن‌ها همچنین از باغبانی لذت می‌برند و هر آنچه که افراد عادی از آن لذت می‌برند.  پس آن‌ها قصد دارند وقت خود را صرف انجام کارهای دیگر کنند.




وضعیت نا مناسب کلاس زبان
بنابراین از ابتدا، در یک کلاس زبان، ما با یک وضعیت نامناسب سر و کار داریم. و سوال اصلی در واقع این نیست: "بهترین راه برای یادگیری زبان چیست؟" 
سوال اصلی چیزی بیشتر شبیه این است: "بهترین موردی که ما می‌توانیم به آن امیدوار باشیم این است که شرایط نامناسب و منابع محدود دانش آموزان چه چیزی است 
فکر کردن به آن خیلی ویران کننده خواهد بود و بنابراین وقتی آن را به این شکل بیان می‌کنید، شاید لازم نباشد که معلم یک یاد گیرنده زبان ماهر باشد.
شاید انتقاد اولیه من از معلمان زبان این گونه باشد که به مدیران کلاس حرفه‌ای در حقیقت یک قدرت هستند.
از آنجا که مدرسان حرفه‌ای در کار با زبان اموزان در محیط کلاس بسیار خوب هستند و از زمان خوب استفاده میکنند، به دانش آموزان انگیزه و فرصت صحبت کردن و همچنین  تکالیف مناسب می دهند 
در این وضعیت نامناسب، به همین دلیل است که یک معلم زبان که زبان را یاد نمی‌گیرد برخی از این‌ کارها را خوب انجام می‌دهد.
بنابراین … به نظر می‌رسد که در نهایت، معلمان زبان مجبور نیستند که زبان اموز باشند.
اما در این مورد مسئله ای وجود دارد که رضایت بخش نیست
مثل این است که همه به خطر افتاده باشند
آیا نباید به چیزی بیشتر علاقه‌مند باشیم؟
آیا همه ما نباید سعی کنیم نقش خود را در این بازی  افزایش دهیم؟
 و این تقریبا شبیه یک مشکل اخلاقی است.
معلم را به عنوان راهنما می‌بینید، همان طور که هر معلم می‌داند، قسمت زیادی از شغل شما  به عنوان معلم در مورد حمایت عاطفی از روش‌های مختلف است. خواه در حال تشویق یک کلاس برای مطالعه باشد، خواه در مورد مشاوره دادن به دانش آموزان در پیشرفت آن‌ها باشد و خواه سر و کار داشتن با نا امیدی آن‌ها در اشتباهات بی پایان دستور زبانی آنها باشد
و البته دانشجویانی که به آن‌ها توجه دارید - آن‌هایی که واقعا سعی می‌کنند، و واقعا می‌خواهند یاد بگیرند - آن‌ها در دشوارترین زمان‌ها برای حمایت و مشاوره به شما مراجعه می‌کنند.
و اگر شما این نقش راهنما را در سفر آموزش زبان خود قبول کنید، با این حال، ممکن است شما را به عنوان معلم حرفه‌ای  تعریف کند، من فقط نمی‌دانم چطور می‌توانید با این اعتماد و انتظار از دانش آموزان خود زندگی کنید.
شاید مرا واپس گرا بخوانید، اما فکر نمی‌کنم درست باشه.
فکر می‌کنم برای امروز کاملا کافی است … اگر شما دوستی دارید که معلم زبان است، چرا این پست را با آن‌ها به اشتراک نگدارید و ببینید آن‌ها چه فکر می‌کنند؟
 
اما تا اون موقع به یاد داشته باشید :
 
معلمان زبان باید زبان آموزباشند.
 
 



 


کلیه حقوق این سایت متعلق به . موسسه فرهنگی آموزشی زبانسرا آنلاین است.